تبلیغات
پاییزان - عملیات روانی یا((جنگ روانی))
تاریخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | 10:51 ب.ظ | نویسنده : افسانه ...

سلام عزیزان.....

 

بچه ها من به درس آمادگی دفاعی علاقه ی شدیدی دارم....واسه همین یه نکاتی از جنگ روانی که مربوط میشه به درس ...فکر کنم هفتممون ینی جنگ روانی رو واستون تو ادامه مطالب گذاشتم

 

امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره

 

منبع هم اینه:/www.chirik.blogfa.com    حتما به این وب سر بزنید...من که خیلی از مطالبش راضیم

بای

عـمـلیـات روانـى عـبـارت اسـت از تـمـامـى فـعـالیـت هـاى روانـى و نـیـز اعمال سیاسى ، نظامى اقتصادى ، ایدئولوژیكى كه به منظور ایجاد زمینه مساعد در احساسات ، حـالات و رفـتـار گـروه هـاى هـدف (دوسـت ، بـیـطـرف ، دشـمـن ) و تـغـیـیـر احـتمالى آنها براى نیل به هدف هاى ملى طرح ریزى و اجرا مى گردد).
منظور از جنگ هاى روانى ، تبلیغات طرح ریزى شده و سایر اقدامات روانى است كه براى نفوذ در عقاید، احساسات ، حالات و رفتار گروه هاى هدف مورد استفاده قرار مى گیرد و هدف هاى ملى را در زمان جنگ پشتیبانى مى نماید.
مـنـظـور از فـعـالیـت هاى روانى در تعریف ارائه شده ، كلیه فعالیت هاى سیاسى ، اقتصادى ، اجـتماعى و مسلكى است كه در زمان صلح به منظور نفوذ در عقاید و احساسات و تمایلات گروه هـاى هـدف جـهـت نـیـل بـه مـقـاصـد ملى اجرا مى گردد. عملیات روانى به سطوح زیر تقسیم مى گردد:
1. عملیات روانى استراتژیكى
2. عملیات روانى تاكتیكى
3. عملیات روانى تثبیتى .
1 ـ 1 ـ تفاوت عملیات روانى با جنگ روانى
عـمـلیـات روانـى بـه مـعـناى جنگ هاى روانى و دیگر فعالیت هاى سیاسى ، نظامى ، اقتصادى و ایـدئولوژیـكى است كه به منظور ایجاد زمینه مساعد در احساسات و حالات گروه هاى هدف انجام مى گیرد.
كـلاوز ویـتـس  (جنگ را ابزارى براى تغییر اراده دشمن و یا به عبارتى دیگر، شـكـلى از عـمـلیـات روانـى تـصـور مـى كـرد. بـنـابـه تـعـریـف او: (جـنـگ عـبـارت اسـت از اِعـمـال زور بـه مـنـظـور اجـبـار دشـمـن بـه انـجـام رفـتـار مـطـابـق اراده تـحـمـیـل كـنـنـده آن .) و بـه دیـگـر سـخـن ، هـدف از جـنـگ عـبـارت اسـت از تـحـمـیـل اراده خـود بر دشمن .  او آگاهى عمیق خودش را نسبت به ابعاد روانى جنگ نـشان مى دهد. بنابراین ، هدف از جنگ ، انهدام فیزیكى دشمن نیست بلكه تغییر رفتار او مطابق اراده ما است . اما جنگ روانى ، تبلیغات و سایر كارهاى طرح ریزى شده روانى است كه جهت نفوذ در عـقـایـد و احـساسات و رفتار گروه هاى هدف به كار گرفته مى شود و در زمان جنگ از هدف هاى ملى پشتیبانى مى كند.
بـنـابـرایـن ، عـمـلیـات روانـى اعـم از جنگ روانى مى باشد. جنگ جهانى دوم و جنگ كره ، صحنه بـسـیارى از جنگ هاى روانى بود و این بدان معنى بود كه سیاست نظامى منسجمى براى عملیات روانـى وجـود نـداشـت و سـتاد نیروى زمینى در 1957، اصطلاح عملیات روانى را جایگزین واژه جـنـگ روانـى كـرد. بـنـابـرایـن ، انـجـام چنین عملیاتى مستلزم وجود حالت رسمى جنگ نبود و جهت گـیـرى آن عـلاوه بـر دشـمـنـان ، افـراد و گـروه هـاى دیـگـر را نـیـز شامل مى شد. 
عملیات روانى در كاربردهاى فعلى در دو سطح عمده انجام مى شود:
1) به صورت تبلیغات و با استفاده از ابزارهاى سنتى آن (اعلامیه و رادیو و...)
2) اقـدامـات خاص (نظیر برنامه هاى پزشكى ، مدرسه سازى و...) كه براى تغییر مطلوب در نگرش ها و رفتار مردم خارجى انجام مى شود. 
بـه طـور كـلى ، عـمـلیـات روانى به دنبال تغییر در درك دشمن مى باشد و مى تواند به جاى نـابـود كـردن دشـمـن او را چـنـان مـتـحـوّل و مـتـاءثـر سـازد كـه مـسـائل را بـه طـرز دیـگـرى درك كـنـد و همچنین مى تواند دشمن را مجاب سازد كه براى تاءمین اهـداف سـیـاسـى و اجـتماعى و اقتصادى خود با عامل عملیات همكارى و هماهنگى داشته باشد. به مـنـظـور اجـراى عـمـلیات روانى مؤ ثر، باید تصمیم گیرندگان نظامى و سیاسى ، عملیات و اقـدامـات خـود را بـه عـنـوان یك مجموعه واحد تلقى كنند. همچنین ، براى تداوم عملیات نظامى و روانـى لازم اسـت افـراد و نـیـروها نسبت به عكس العمل هاى روانى ، اقدامات خود آگاهى بیشترى پـیـدا كـنـنـد و اجـراى عـمـلیـات روانـى بـر عـهـده روزنـامـه نـگاران و كاركنان روابط عمومى و متخصصان تبلیغات باشد.
2 ـ 1 ـ تفاوت جنگ سرد با جنگ روانى
واژه (جـنـگ سـرد) در 1947، براى اولین بار توسط (والترلیپمن ) در روزنامه نیویورك هـرالد تـریـبـون در پـاسـخ مقاله جرج كنان سفیر سابق آمریكا در مسكو راجع به جلوگیرى از نـفـوذ كـمـونیزم به كار برده شد. بسیارى از محققان روابط بین المللى 21 فوریه 1947 را بـه عـنـوان نـقـطـه عـطـف شـروع جـنـگ سـرد مـى دانـنـد. چـون دولت انـگـلیـس ، در مقابل حركت هاى فرصت طلبانه شوروى در یونان و تركیه به اطلاع دولت آمریكا رساند كه تـوان مـقـابـله بـا آن را نـداشته و آمریكا را به درگیر كردن در معركه دعوت نمود. (در مارس 1947، پـرزیـدنـت تـرومـن رئیـس جـمـهـور وقـت آمـریـكـا در یـك نـطـق تـاریـخـى در مـقـابـل كـنـگـره آمـریـكـا، تـعـهـد آمـریـكـا را در قـبـال امـنـیـت و حـمـایـت از اسـتـقـلال و حـاكـمـیـت یـونـان و تـركـیـه عـنـوان كـرد و در هـمـیـن زمـان بـود كـه ویـنـسـتـون چـرچـیل به طور علنى عنوان (پرده آهنین ) را كه به تدریج روى قاره اروپا مى افتاد، براى مـقـابـله بـا شـوروى (سابق ) به كار برد و از همین جا جنگ سرد بین شرق و غرب به صورت رسمى شروع شد.  تا سال 1953 جنگ سرد با جنگ روانى یكى شناخته مى شد به طورى كه (آیزنهاور) رئیس جمهور وقت امریكا، در این زمینه مى گوید:
)مـا بـایـد سـیـاسـت خـارجى خود را با استراتژى منسجم و موزون جنگ سرد تطبیق دهیم و در جنگ سـرد مـا بـایـد این فرصت را به دست بیاوریم كه به پیروزى بدون تلفات و پیروزى كه بتواند صلح را به طور واقعى نگه دارد، دست یابیم(
بـه طـور كـلى ، در جنگ سرد دولت ها از به كار بردن نیروهاى نظامى علیه یكدیگر خوددارى مـى كـنـنـد. جـنگ سرد مجموعه اى از عملیات است كه در ارتباط با متحدین و بى طرف ها و افراد داخـل كـشـور صـورت مـى گـیـرد، حـال آن كـه جـنـگ روانـى ، شـامـل تـبلیغاتى مى شود كه هدف آن دشمن است ؛ به عبارتى دیگر، موضوع جنگ روانى دشمن اسـت و حتى در جنگ روانى از نیروى نظامى هم استفاده مى شود، تا میزان تاءثیرپذیرى بیشتر باشد.بعضى از صاحب نظران ، تفاوت جنگ روانى با جنگ سرد را در زمان انجام آن مى دانند. به اعتقاد آنـهـا (هر زمان كه تبلیغات به منظور پیشبرد عملیات نظامى در زمان جنگ چه از نظر تاكتیكى یا استراتژیكى به كار مى رود، نام جنگ روانى به خود مى گیرد و هرگاه این گونه اهداف در زمـان صـلح ولى بـراى پـیـشبرد اهداف سیاسى متكى به قدرت نظامى مطرح گردد، عنوان جنگ سرد به خود مى گیرد.  بنابراین ؛ جنگ سرد حالتى از تشنج بین المللى است كه در آن از اقدامات سیاسى ، اقتصادى و روانى بدون درگیر شدن نیروهاى نظامى استفاده مى شود.
3 ـ 1 ـ تفاوت جنگ روانى با تبلیغات
در حـال حـاضر، تبلیغات به معناى تحت تاءثیر قرار دادن تفكرات و عقاید دیگران تعریف مى شـود و هـدف آن ایـجـاد زمـینه هاى مناسب براى پذیرش و یا متقاعد ساختن افراد یك جامعه براى سوق دادن به یك جهت سیاسى و ایدئولوژیكى است . (ار. اس . لابرت ) تبلیغات را وسیله اى مـى دانـد كـه به هنگام جنگ یا برخورد، در خدمت یك ایدئولوژى اقتصادى و یا جنگ هاى فیزیكى قرار مى گیرد. 
)لاسـول ) تـبـلیغات را مدیریت رسانه هاى همگانى در جهت اهداف قدرت تعریف كرده و در جاى دیگر تبلیغات را این چنین تعریف مى كند:
(تـبـلیـغـات یعنى انتقال اطلاعات و مهارت ها به دیگران با قصد تغییر در احساس و وجه نظر آنها در جهت تولید یا نفرت( 
در واقـع مـى توان گفت ، تبلیغات عبارت است از كوشش كم و بیش نظام گونه كه هدف نهایى آن شكل و فرم دادن به عقاید و نگرش ها و رفتار مردم در جهت مورد نظر تبلیغاتى مى باشد و تـبـلیـغـات یـعـنـى تـحـت تـاءثـیـر قـرار دادن افـكـار و حـالات بـسـیـارى از مـردم در مـسـائل جدى وابسته به یك گروه یا جامعه . اما جنگ روانى همان طور كه اشاره شد، تبلیغات و سـایـر كـارهـاى طـرح ریـزى شـده اسـت كـه به منظور تاءثیر گذاردن بر عقاید، احساسات و گـرایـشـات نیروهاى بى طرف و گروه هاى خودى به اجرا درآمده و نتیجه آن ، جلب حمایت آنان به سوى اهداف و نیات اعمال كننده جنگ روانى است .
بـنـابـرایـن ، وقـتى از تبلیغات سخن به میان مى آید، بیشتر جنبه سیاسى آن مطرح است اما در جنگ روانى بیشتر بعد نظامى جلوه گر است .
4 ـ 1 ـ تفاوت جنگ روانى با جنگ سیاسى
واقـعـیـت ایـن است كه جنگ روانى و جنگ سرد نسبت به جنگ سیاسى از جامعیت كمترى برخوردارند؛ زیـرا واژه اخـیـر بر استفاده از وسایلى بیش از وسایل ارتباط جمعى یا كاربرد اسلحه تاءكید مـى كـنـد. جـنـگ سـیـاسـى ایـن نـكـتـه مـهـم را اضـافـه مـى كـنـد كـه هـمـه وسـایـل سـیاسى در جریان اجرا و رهبرى جنگ باید به نحو مطلوبى با هم مرتبط باشند؛ مثلا دیـپـلمـاسـى مـى تـوانـد بـراى داشـتـن قـرارهـاى مـخـفـى بـا عـنـاصـر بـى مـیـل در كـشـورهـاى دشـمـن نـیـز استفاده شود و جنگ را پیش از موعد به پایان برساند. وقتى از دیـپـلمـاسـى سخن به میان مى آوریم ، تعهدات رسمى مد نظر قرار دارد. در حالى كه ارتباطات جـمـعـى هـدفش گروه هاى زیادى است . دیپلماسى از طریق مذاكره و ابزارهاى خود پیش مى رود و نمایندگان قدرت هاى مختلف با یكدیگر ارتباط برقرار مى كنند. دیپلماسى اغلب وقتى مؤ ثر واقع مى شود كه در ارتباط با جنگ روانى باشد.

ـ دیـدگـاه اوّل : عـمـلیـات روانـى به اقداماتى گفته مى شود كه براى تاءثیرگذارى بر عقاید و عواطف دشمن جهت تغییر، تخریب و تضعیف روحیه او برنامه ریزى مى شود تا هدف هایى را كـه از طریق عملیات نظامى تعقیب مى شود، پشتیبانى نماید. طرفداران این نگرش تبلیغات را جزء اصلى و اساسى جنگ روانى مى دانند.
2 ـ دیدگاه دوم : عملیات روانى پدیده است كه تمام افراد جامعه را تحت تاءثیر قرار مى دهد و طیف وسیعى از فعالیت ها نظیر ترور شخصیت و جاسوسى ، براندازى و آدم كشى ، تروریزم و سـانـسـور را در بـر مـى گـیرد و با دامن زدن به تنش ها و ناهنجارى هاى اجتماعى و بحران هاى مـتوالى جامعه را به سمت خاصى سوق مى دهد. در جنگ روانى ، دشمن با شناخت كافى از انگیزه و تـفـكرات مردم با امكانات و تكنیك ها و ابزار مناسب جنگ روانى ، تلاش مى كند تا تعارضات روانـى و اجـتـمـاعـى را تـشـدیـد كـرده و از تـنـش هاى ایجاد شده نهایت بهره بردارى سیاسى ، اقتصادى و نظامى را كرده باشد.
3 ـ دیـدگـاه سـوم : ایـن گـروه ، عـمـلیـات روانـى را شـامـل طیفى از فعالیت هاى سیاسى ، نظامى ، جنگ هاى چریكى و اقدامات شبه نظامى مى دانند و مـعـتقدند كه هدف جنگ روانى چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ حمایت و پشتیبانى از عملكردهاى سیاسى و نظامى دولت ها بوده است .
بـا تـوجـه بـه مطالب بالا مى توان چنین نتیجه گیرى كرد كه دیدگاه هاى گوناگون ارائه شده در مورد مفهوم جنگ روانى ، در تضاد و تناقض با هم نیستند و هركدام جنبه هاى خاصى از جنگ روانـى را بـررسـى نـمـوده و به طور كلى مكمل یكدیگرند. لذا با توجه به این نگرش ها مى توان تعریفى جامع و مانع از جنگ روانى به شرح زیر ارائه داد:
(جنگ روانى عبارت است از انجام اقدامات و عملیات براى تحت الشعاع قرار دادن طرز تفكرات و عـقـایـد افـراد یـك جـامـعـه و ایـجـاد بـحران و تنش هاى روانى و اجتماعى با استفاده از تكنیك ها، تـاكـتـیـك ها و شیوه هاى روانى و تبلیغاتى (ترور، فریبكارى ، سانسور، جاسوسى و خشونت هـاى سـیاسى و نظامى ) براى رسیدن به اهداف سیاسى ، اجتماعى ، اقتصادى و نظامى ، بدون رویارویى نظامى(.
دیدگاه هاى شخصیت هاى سیاسى (دكترین ها) درباره جنگ روانى :
در زمـینه تاءثیر جنگ روانى بر دشمن و گروه هاى خاص و مخاطب ، نگرش هاى گوناگونى از جـانـب شـخـصـیت هاى سیاسى به عمل آمده است كه در زیر به برخى از این دیدگاه ها اشاره مى شود.
ژنرال دوگل مى گوید:
بـراى آن كـه دولتـى در جـنـگ پـیـروز شـود، بـایـسـتـى جـنـگ روانـى را قـبـل از حـركـت نـیـروهـایـش بـه سـمـت میدان هاى نبرد آغاز نماید و تا انجام عملیات رزمى براى پشتیبانى نیروهایش ادامه دهد.
وینستون چرچیل در این زمینه مى گوید:
چـه بـسـیـار اتـفـاق افـتـاده كـه جـنـگ روانى مسیر تاریخ را تغییر داده است ، در تاریخ جنگ ها، مثال هاى افزون بر شمارش در این باره یافت مى شود و نیز از پیروزى هایى كه ماشین جنگى دشـمن را از كار انداخته ، امّا نتوانسته است ، روحیه معنوى نیروهایش را از پاى درآورد و به همین دلیـل ایـن پـیـروزى هـاى نـاقـص كـمـى دوام آورده و پـس از آن نیروى غالب شكست خورده و جناح مقابل پیروزى خود را تثبیت كرده است (