تبلیغات
پاییزان - یو.اف.و ها
تاریخ : سه شنبه 1 آذر 1390 | 03:05 ب.ظ | نویسنده : افسانه ...

یوفوهایوفوها

بعد از دو سال بی خبری، سرانجام گروهی از دانشمندان فضاشناس به این باور رسیده اند که موجود ناشناس مزرعه مکزیک یک آدم فضایی است نه انسان!


خبر آنقدر عجیب و حیرت آور بود که بسیاری از سران کشورهای مختلف جهان از انتشار آن امتناع کردند و ترجیح دادند تا مردم، حضور آدمک هایی از جنسیغیر از خودشان را مانند همیشه فقط یک خیال باطل و نتیجه توهم انسان های زمینی تلقی کنند؛ چرا که با درز خبر در ابعاد گسترده معلوم نبود که چطور باید به هراس و ترس مردم اثباط موضوعی که طی صدها سال فقط دروغی بزرگ جلوه داده شده بود، پاسخ دهند. البته آنهایی که دستی بر آتش داشتند و هر روز اخبار و اطلاعات را نه از روزنامه بلکه از طریق شبکه های اینترنتی دانبال می کردند، کمکم به اصل ماجرا پی بردند و به تدریج خبر دهان به دهان میان مردم کره خاکی منتشر شد؛ ((آدم فضایی ها میان ما هستند، همین جا روی کره زمین!)).



مارائو لوپز- کشاورز مکزیکی- مثل همیشه داشت خودش را برای یک روز کاری دیگر آماده می کرد. صبح زود، هنوز آفتاب نزده از خانه بیرون زد و به طرف انبار حیاط پشتی رفت تا وسایل کارش را پشت تراکتورش بیندازد و قبل از گرم شدن هوا به زمین کشاورزی اش برسد. از در که وارد شد، همهمه همیشگی باز هم نگرانش کرد. موش ها بودند که با ورود لوپز به هر طرف فرار می کردند. موش های انبار هر روز بیشتر می شدند و کشاورز نگران محصولاتی بود که باید تا چند وقت دیگر دور از تیررس موش های همیشه گرسنه در آنجا انبار می کرد. تله موش هم دیگر این آخری ها فایده نداشت. آخر موش ها یکی دو تا نبودند که با تله موش بشود کاری کرد. لوپز آن روز صبح مثل همیشه اول به سراغ تله موش ها رفت تا اینکه سر و صدایی عجیب از یک طرف انبار بلند شد. کشاورز خوشحال از اینکه تله های زنگ زده کهنه اش دوباره جانوری موذی را به دام انداخته اند به طرف صدا حرکت کرد. جایی پشت الوارهای تکیه داده به دیوار انبار، تله موشی قدیمی و کهنه قرار داشت. صدا از همان جا می آمد. به خیال پیر مرد این بار موش زبل جان سالم به در برده بود و فقط گرفتار گیره های سخت تله شده بود. برای همین بیلش را هم با خود برداشت تا در همان لحظه اول حیوان موذی را ناکار کند و انتقام همه خسارت های این چند وقت را بگیرد. کشاورز هرچه به صدا نزدیک تر می شد بیشتر تعجب می کرد. صدای ناله حیوان به صدای یک موش گرفتار در تله شباهت نداشت. صدای هیچ حیوانی در قد و اندازه یک موش کوچک نمی توانست آن قدر رسا و عجیب باشد. کشاورز فکر کرد شاید سمور یا حیوانی بزرگتر از موش در تله گیر کرده که آن قدر خودش را با سر و صدا به در و دیوار می کوبد اما وقتی به تله رسید و الوارهای چوبی را کنار زد، از تعجب دیگر نه می توانست حرف بزند و نه حرکت کند. موجود گرفتار در تله انبار نه موش بود و نه سمور؛ موجود گرفتار شده یک حیوان عجیب بود!

آدم فضایی غرق شد

استخان های برآمده و پوست ظریفی که بدن بی موی حیوان را پوشانده بود و سر مثلثی و چشمان وق زده اش در نگاه اول هر کسی را می ترساند. جانور بر خلاف جثه نحیفش که در حد و اندازه یک موش صحرایی بود، صدای عجیبی داشت و به شدت خودش را به در و دیوار می زد تا بلکه دست لاغرش را که در اثر ضربه سریع گیره تله از مچ قطع شده بود از تله در بیاورد و فرار کند. جانور تقلا می کرد و کشاورز مکزیکی همان طور به او خیره مانده بود. جانور هیچ شباهتی به موش و سگ و گربه نداشت بلکه بیشتر به آدمی ناقص الخلقه شبیه بود که هم دم داشت و هم اندازه یک موش بود! چند لحظه ای گذشت تا پیر مرد با فریاد همسایه ها را خبر کرد. مردم روستای متپک خیلی زود خودشان را به خانه لوپز رساندند. جانور همه را حیرت زده و هراسان کرده بود. برای همین هم خیلی زود بدون آنکه بخواهند ذره ای به کاری که انجام می دهند فکر کنند، تصمیم گرفتند که موجود عجیب را همان طور زنده زنده خاک کنند.

چاله ای کندند و حیوان را در آن انداختند اما هر با موجود با سر و صدای زیاد و تله به دست سر از خاک بیرون می آورد و البته قبل از آنکه بتواند فرار کند دوباره گرفتار کشاورزها می شد. همه وحشت­زده فقط می خواستند به هر نحوی موجود مخوف را از بین ببرند. در باور مردم روستا موش خانه لوپز موجودی غیر زمینی بود که برای نابودی آنها آمده بوده؛ پس باید زودتر خودشان آن را از بین می­بردند. همه مانده بودند که با جانور چه کنند که آخر خود لوپز پیشنهاد داد حیوان را در آب غرق کنند. از ترس فرار دوباره حیوان، لوپز جانور عجیب را ساعت ها در آب رودخانه نگه داشت تا دست آخر حیوان بعد از تقلا و تلاش فراوان از بین رفت!

......................................................................................................................................

من نمی دونم این چیزارو باور کنم یانه؟وخیلی دوست دارم واقعیت رو بدونم.

چندروز پیش از یکی از دبیرامون شنیدم که گفت انسان در طی چنددوره بوجود اومده وانسان هایی که با محیط زمین سازگار نبودن به کرات دیگه فرسستاده شدن واز انسان های زمین پیشرفته ترند....

در نواحی مختلف زمین اجسامی به نام بشقاب پرنده دیده شده ...خیلی ها گفتن ممکنه ساخت دولت هایی از قبیل آمریکا واسرائیل باشه ولی این نظریه با توجه به سرعت زیاد بشقاب پرنده ها واینکه انسان تا امروزه نتونسته همچین سرعتی بوجود بیاره رد شد...

تو قرآن اومده((وماجنبندگانی رادرآسمان ها وزمین قراردادیم...))باتوجه به این آیه قرآن کریم میشه گفت ممکنه فضایی ها وجود داشته باشندولی.....من باز هم به جواب قطعی این سوال نرسیدم.ممنون میشم اگه چیزی می دونستید کمکم کنید....

مرسی